تبليغاتX
ناب + غه
تاريخ : جمعه چهارم آذر 1390 | 16:28 | نویسنده : پسر کوهستان

http://img4up.com/up2/63534639337951656406.gif



تاريخ : پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391 | 14:40 | نویسنده : پسر کوهستان
سلام به همه

واقعا از لطفتون ممنون که با پیام های خوبتون یادی از من میکردین

خب منم به وبلاگاتون اومدم و از یه کاری که یکی از دوستان کرده بود خوشم اومد و منم اون کار رو انجامش دادم

این لینکشه خودتون ببینن : http://img4up.com/up2/96568909527834540518.jpg

فقط قضیه نمیدونم عشق و عاشقی و از این جور چیزا نیستاااا

فقط فقط یه نقاشی با یه چند خط نوشته همین !!

ببخشید برای اینکه توی لود شدنش مشکلی نداشته باشین حجمش رو کم کردم !

بله بله

میدونین چیه !؟

من یه عادتی دارم لینک وبلاگم رو دست نمیزنم حتی اگر طرف ...

ولی خب بازم اشکالی نداره !

نمیگم که اومدم و هستم دیگه ولی خب تجربه نشون داده وقتایی که گفتم برای یه مدتی زیادی نیستم شرایط طوری رقم خوره که زود اومدم حالا میگم برای مدتی زیادی نیستم تا شاید زود برگردم !

این آپم فقط به خاطره شما دوستای گل هستش

راستی خیلی سوال شده بود که زنده ای یا نه !!؟؟؟ باید بگم فعلا که زندم یعنی این دنیا خیلی بهم بدهکاره باید زنده بودنم تا حسابم رو باهاش تسویه کنم

بحثم فلسفی نکنین باز نزنین توی قضیه عشق و عاشقی !

راستی ما رو هم از دعای خیرتون بی نصیب نزارین

دوستتان دارم و خواهم داشت

اتفاق خاص : توی یه درسی برای حل بعضی از مسائلش یه روش خوبی به کمک دوستان پیدا کرده بودیم و برای امتحانمونم جواب دادش !

حالا همون استادی که ما باهاش داشتیم بعضی از دوستان هم با اون همون درس رو دارن و برای میان ترم یه پوسته حسابی ازشون کنده بود !

داشتن سر یه کلاسی که باهم بودیم سر این مسئله با هم بحث میکردن که یهو یکی از بچه اشاره کرد به من گفت خب بیا این نمراش توی این درس با همین استاد از همه بالاتر شده از این بپرسیم !!

بعد حالا منم بعد از کلی پند و اندز و نصیحت یهو از دهنم در رفت به دوستم گفتم غصه نخور مسائل فلان فصلت با من یه روشی بهت میگم راحت بتونی حلش کنی !!

بعد حالا دختره بگرشته همچنین به حالت التماس میگه به ما هم بگین پس !

بنده هم اومدم که حالا یه مثال از اون روش حل کنم که بعدا سوتی ندادم دیدم زکی یادم نیست روشه !!!!!!

از دوستان پرسیدم اونا هم اول میگفتن بلدیم ولی وقتی میخواستن مثال حل کنن نمیتونستن

قرار شد یکشون یه مثال حل کنه بهم بده بهش اس دادم میگم یادت نره

میگه شرمنده میدونی فقط یادم رفته !!!

حالا من موندم و یه روش از یاد رفته و کلی آدم در انتظار این روش !!!!!!!

خدا کنه یادشون نباشه مخصوصا اون دختره :) وگرنه بد ضایع میشمااااا


شکلکای لازم رو هم خودتون در ذهنتون مجسم فرمایید

با تشکر مدیریت وبلاگ پسر کوهستان :)




تاريخ : یکشنبه بیست و یکم اسفند 1390 | 23:15 | نویسنده : پسر کوهستان
- بازم آپ نمودم

- چقدر هوا سرده امسال یه ذره برفه درس درمون نیومد که حداقل برفش به سردی هوا در بشه

- انگار یه چیزیم کمه !! مثل یه پازل که تیکش نباشه !! شایدم ماله این روزاس و هوای بهاری باشه

- حسش نیست بیام وبتون نظر بدم اگه اومد میام نظرات وبتون رو میترکونم

- یه وقته همه جدیدا به حرفای من میرسن !! میگن همونی که میگفتی شدش !!

یکی بیاد حرفای منو آب طلا بگیره

- دم در کلاس ایستاده بودم داشتم با دوستم صحبت میکردم دختره اومد همون جور داشت بهم نیگا میکرد که نیگاش کنم سلام کنه ولی نیگاش نکردم (البته متوجه نیگاش شدما !؟) بعد حالا منو میبینه روشو برمیگردونه انگار حالا چیکارش کردم

- جذبه به این میگن !!black devil red horns emoticon Black Devil Red Horns Emoticon

یکی از کلاسامون توی دانشکده برقه بعد هی این کلاسا رو عوض میکنن

اوله صبحی کلاس داشتم رفتم کلاس کیفمو گذاشتم خودمم رفتم ته کلاس نشستم آهنگ میگوشیدم

بعد دیدم بعضی از دخترا میان داخل تا منو میبین برمیگردن تا این که بالاخره یکی شجاعت از خودش خرج داد و اومد داخل و نشست !!

دیدم طرف از بچه های کلاس نیست که یهو گفتم نکنه کلاسو اشتب اومدم رفتم نیگا کردم دیدم کلاس روبه رویی بوده وقتی رفتم ملت اومدن سر کلاسشون

- اگه مکانیک نمیخوندم معماری میخوندم اگه نمیشد عاشق کاراگاهیم

مثلا کاراگاه جنایی

- این اولین پستم توی تمام دوران وب نویسیمه که اینقدر شکلک داخلش به کار بردم

- اخیرا از کلمه "موخولتون" خوشم میاد عاشق این شکلکه هم هستم

- خب دیگه خیلی شد حالا بعدا اگه چیزی یادن اومد ضمیمه میکنم

- چهارشنبه تون انفجاری



تاريخ : چهارشنبه هفدهم اسفند 1390 | 22:16 | نویسنده : پسر کوهستان
هر كجا هستم، باشم به درك!

من كه بايد بروم!

پنجره، فكر، هوا، عشق، زمين، مال خودت!

من نمي دانم نان خشكي چه كم از مجري سيما دارد!

تيپ را بايد زد!

جور ديگر اما…

كار را بايد جست.

كار بايد خود پول. كار بايد كم و راحت باشد!

فك و فاميل كه هيچ…

با همه مردم شهر پي كار بايد رفت!

بهترين چيز اتاقي است كه از دسته چك و پول پر است!

پول را زير پل و مركز شهر بايد جست! سيد خندان يه نفر! سوئيچم كو!
(سهراب سپهری)



تاريخ : یکشنبه چهاردهم اسفند 1390 | 9:55 | نویسنده : پسر کوهستان
چشمها را باید شست……شستم ولی !……… گفتی: جور دیگر باید دید…….دیدم ولی !………….. گفتی زیر باران باید رفت……..رفتم ولی !…………. او نه چشمهای خیس و شسته ام را..نه نگاه دیگرم را…هیچ کدام را ندید !!!! فقط در زیر باران با طعنه ای خندید و گفت: ” دیوانه باران ندیده !! ”



تاريخ : چهارشنبه دهم اسفند 1390 | 20:42 | نویسنده : پسر کوهستان
سلام

ببینم شما چرا هی تند تند آپ میکنی هااااااااااااا

هی میان میگن آپ کردیم یا میری وبشون میبینی اووووووووووووووه چه خبره همین جور تند تند آپ کرده

خب شاید یکی نداشته باشه که آپ کنه !!

چی نداشته باشه !؟

دختر عمه بابای پدر بزرگ داوینچی رو نداشته باشه- خب وقت . حوصله و ... دیگه

این پستمم مخصوص آق پسراس

سه روش خوب برای حال گیری دخملا در این ایام که حال کنین


۱– با عصبانیت برین جلوش و تو چشاش زل بزنین و بگین چیه به من خیره شدی؟ چیزی می خوای؟ به غیر از من کس دیگه هم اینجا هست که بتونی نگاش کنی. همش خیره شدی به من که چی بشه ؟ حالا اینا به کنار ، چرا چشمک می زنی؟ چرا آبرو هاتو واسه من بالا و پایین می کنی؟ خجالت بکش ، شرم کن. نکنه در موردم فکر و خیال کنی من زن دارم و زنم رو هم دوست دارم و قصد ازدواج مجدد هم ندارم. چه معنی داره یه دختر به یه پسر چشمک بزنه؟

2 - اگه دیدین دختر با عجله داره راه می ره و یا اگه موردی به طورتون خورد که دختری می دوید ، شما از پشت سر دنبالش کنین و بگین آی دزد آی دزد بگیرینش دار و ندارم رو برد. اگه دختر وایساد و شما رو نگاه کرد بازم داد بزنین که: دزد همینیه که ایستاده اگه دختر ترسید و پا به فرار گذاشت ، خوش به حالتون می تونین یه تعقیب و گریز حسابی راه بندازین و حالشو ببرین . ولی اگه ایستاد و فرار نکرد برای این که ضایع نشین به دویدن ادامه بدین و بازم داد بزنین که : آی دزد آی دزد

3 - توی تاکسی اگه کنارت یه دختر نشسته وقتی که خواستین پیاده بشین بهش بگین مگه نمیای ؟
اون هاج و واج شما رو نگاه می کنه . بهش فرصت ندین و بگین : چه زود جا زدی؟

بعدش در تاکسی رو ببندین و برین. و مابقی ماجرا رو به افراد حاضر در تاکسی واگذار کنین.


این روشا تضمین شدس خیالتون راحت

راستی شاید دیگه فرصت نشه آپ کنم به همین خاطر عیدتون مبارک

         



تاريخ : جمعه بیست و یکم بهمن 1390 | 21:23 | نویسنده : پسر کوهستان
عرض سلام به بلندي بيل و به محكمي كلنگ به گردي استامبلي به سرعت فرغون به تيزي شاقول به انعطاف پذيري طناب به لبريزي دوغاب به سفيدي سيمان سفيد به صافي ماله به قشنگي كمچه به وسعت بشكه به معرفت عمله به قدرت كارگر به ظرافت گچ كار به لطافت معمار به شجاعت صاحب كار به رشادت مهندس به صلابت جوش كار به محبت صافكار به رفاقت همكار

یه سوال ؟


1. مردی عاشق دختری است ولی دختر او را فقط دوست دارد

2. مردی دختری را فقط دوست دارد ولی دختر عاشق اوست

حال مرد باید چه کند ؟؟؟؟


مخصوص نوشت :

 
عزيزم ! هر کسي غير من بهت « ميگه دوست دارم »باور نکن ! آخه رويا تو تنها کسي هستي که مي پرستم . مريم من واقعا واست ميمرم . ميدوني چيه زهرا ؟ اصلا زندگيم بدون تو فايده نداره ! خدا شاهده سيمين , شب ها از عشقت خواب ندارم . مامانم ميگه فکر ناهيد ديوونه ات کرده ! هر چي بهش ميگم من غير از سپيده کسي رو نميخوام باورش نميشه ! تو بگو عاطفه جونم ! بايد چيکار کنم ؟


عام نوشت :

همچنان نیستم

طنز نوشت :
طرز تهيه دختر سالم مواد لازم . ...........اصلا ولش كن مواد رو حروم نكنيم
پاورقی : اومدم وبتون آنچه که بود خواندم ولی هنوز برای نظر دادن نیستم !!!

پاورقی اضافه : از دوستان یه سوال پرسیده شده در این مطلب ولی انگار هیچ یک از دوستان عزیز حتی مطلبو نخوندند !!



تاريخ : دوشنبه سوم بهمن 1390 | 11:34 | نویسنده : پسر کوهستان
برای مدته زیادی نیستم ...



تاريخ : شنبه یکم بهمن 1390 | 16:21 | نویسنده : پسر کوهستان

مطلب طنز و جالب از ورزش بانوان در پارک...


مکان: زمین ورزش پارک
زمان: ساعت ۱۲ ظهر

– خوانندگان عزیز، صدای ما را از زمین ورزش پارک می شنوید، اینجا در این لحظه حتی یک قو هم پر نمی‌‌زند، چه برسد به آدمیزاد، آن هم بانوی ورزشکار…

زمان: ساعت ۲:۱۷ بعد از ظهر
– بله خوانندگان عزیز، دوتا جوان (دختر و پسر) کنار پیست نشسته‌اند و مطمئنا دارند در مورد ورزش بانوان صحبت می‌کنند. خوب است نزدیک تر بروم، تا مصاحبه‌ای با آنها داشته باشیم…
نمی‌دانم چرا تا من را دیدند پا به فرار گذاشتند؟!
هر چقدر هم که داد زدم «وایسا، وایسا کارِت دارم، من خبرنگارِ بی‌آزارم، کارِت ندارم»، فایده‌ای نداشت که نداشت!

زمان: ساعت ۴:۲۶ بعدازظهر
– در این لحظه و در گرمای نمی‌دانم چند درجه سانتیگراد، که خر تب می‌کند، بنده همچنان منتظر سوژه نسبتا جذابی برای مصاحبه و تهیه خبر می‌گردم.

زمان: ساعت ۵:۱ بعدازظهر
– خرررررررررررر، پفففففففففف

زمان: ساعت ۶ بعدازظهر
«داداش، جناب، با شما هستم، بیدار شو، جنس منس چیزی توی بساطت هست؟!!»

زمان: ساعت ۷:۴۸ شب الی بوق سگ
-خوانندگان عزیز، صدای ما را از همان جای قبلی می‌شنوید. چه غوغایی بپا شده اینجا. هر لحظه بر تعداد ورزشکاران، به خصوص بانوان ورزشکار و تماشاگران افزوده می‌شود. قصد دارم مصاحبه‌ای را با تنی چند از حاضرین داشته باشم. با ما باشید…

- عذر می‌خواهم خانم، هدف شما از حضور در اینجا چیه؟
– ببخشید، من مصاحبه نمی‌کنم.

- دختر خانم، شما چند وقت است که برای ورزش کردن به پارک می‌آیید؟
-برو کنار تا نخوردم بهت… (گرومب، بومب، دیش) آخ سرم…

- دختر کوچولو، هدف و انگیزه‌ات از ورزش چیه عموجان؟
– بابااااا، بابایی این آقا خبرنگاره به من فحش داد.
– اوهوی یارو می‌خوای همینجا گلوله‌ات کنم، بدهم بچه‌ها باهات وسطی بازی کنند؟ هان؟

بله خوانندگان عزیز، جای شما اینجا واقعاً خالی است. اصلاً نمی‌توانید تصور کنید اینجا چه خبر شده. دختر و پسر، زن و مرد، پیر و جوان، همه و همه توی یک وجب جا بدون اینکه حتی ذره‌ای با هم تماس پیدا کنند، به انجام حرکات ورزشی و حرکات موزون می‌پردازند.
بله، حالا یک عده از جوانان این مرز و بوم که با حالت خاصی در گوشه زمین ورزش نشسته‌اند یکصدا فریاد می‌زنند: «این کمره یا…»
واااااای اصلاً باورم نمی‌شود، هیچکس حتی سر سوزنی هم به دیگری متلک نمی‌اندازد. اگر کمی گوشتان را تیز کنید، می‌توانید انواع مختلف شماره موبایل را که در حین ورزش، بین جوانان رد و بدل می‌شود را بشنوید. از اعتباری و موقت گرفته تا دائم و ایران چل!
اینجا یک محیط ۱۲۰% ورزشی فرهنگی است. اینجا چیزی که بیش از همه چیز توجه آدم را به خودش جلب می‌کند، حضور تماشاگران با ایمان و صد البته چشم پاک است.

- آقا ببخشید، نظرتان را در مورد ورزش بانوان برای ما می‌فرمایید؟
– نظرم! در مورد کدام یکی؟ مانتو سبزه با مانتو صورتیه؟

نوبتی هم که باشه، نوبت می‌رسد به بزرگترها…

- آقا، شما با این سن و سال اینجا چکار می کنید؟
– اولا کدوم سن و سال؟ ثانیا مگه ما دل نداریم؟ در مجموع ورزش به ویژه ورزش بانوان چیز خوبی است. من هر وقت حوصله‌ام سر می‌رود می‌آیم اینجا چشم‌چرانی! ببخشید منظورم تماشا بود. آدم احساس جوانی می‌کند.

- حاج خانم شما صحبتی در این مورد ندارید؟
– چی بگم ننه؟! والا دوره آخرالزمان شده. من نمی‌دونم این زنها چرا اینقدر بی‌حیا شده‌اند؟! پدر و مادر و شوهر اینا کجا هستند؟ چرا نمی‌آیند اینها را از بین این همه پسر و مرد نامحرم جمع کنند؟ زمان ما که از این خبرها نبود. دختر اجازه نداشت جیک بزند، چه برسد به اینکه، استغفرالله…

-خوانندگان عزیز، از اتاق فرمان به من اشاره می‌کنند که زمان ما به پایان رسیده.

تا برنامه بعد و گزارش بعدی خدانگهدار



تاريخ : جمعه بیست و سوم دی 1390 | 16:22 | نویسنده : پسر کوهستان
http://ups.night-skin.com/up-90-10/5c81hgmkrtlq8atlny.jpg

این عکس برای دخمل خانم هم صادقه ولی با این تفاوت که مرحله پنج ( پیدا کردن کار )

به " اگه یه شوهر پیدا کنم راحت میشم " تغییر پیدا میکنه !!